محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
337
مناقب مرتضوى ( فارسي )
كوفه بود و به صيقل موعظه زنگ ملال از مرآة خاطر ايشان مى زدود كه هاتف غيب از عالم لا ريب ندا در داده حال آن معصومه بيان نموده به استخلاصش تأكيد فرمود . امير گفت : اى مؤمنان ، مشكلى روى نموده كه مورد ملال است و بىمن حل اين مشكل محال . به مدينه توجه مىنمايم كه اين عقده بگشايم و از آنجا مراجعت فرمايم . در اظهار آن كرايم قنبر - رضى الله عنه - التماس موافقت نمود . راضى شده فرمود : برخيز كه وقت تنگ است نه محل لبث و درنگ ، پاى بر پشت پاى من بگذار و چشم خود برهم نه ، دل بيدار دار . پس شتابتر از آنكه آصف برخيا تخت بلقيس را از شهر سبا به بارگاه سليمان - عليه السّلام - رسانيد ، امير به مدينه رسيد . در مدينه غريو عام بود و انبوهى ما لا كلام و در آن جمع ده برادر تيغ خونخوار بىدريغ كشيده قصد كشتن خواهر خود داشتند و از كثرت غم جهان را از اشك ديده مىانباشتند . امير المؤمنين به ايشان گفت : دست از كشتن اين معصومه بداريد و زينهار كه ميازاريد . ابن عباس والى مدينه از قدوم ميمنت لزومش خبر يافته به خدمتش شتافته و پدر و دختر نيز ملازمت كرده ، و پدر آه دردناك بركشيده گفت : يا امير المؤمنين ، از اين دختر بداختر اينچنين رسوايى متوجه من گرديده و ناموس مرا هباء منثور گردانيده . امير او را دربر گرفته بنواخت و به تفقد تمامش معزّز ساخت و فرمود : از اين معنى آزردهخاطر مباش و اشك اندوه زياد بر اين مپاش كه دخترت از آلايش عصيان پاك است و گوهر والايش از نور عصمت شرف پاك است . و بدان كه كرمى به وزن هفتاد و دو مثقال در رحمش جا كرده و روى به آزارش آورده . آنگاه طشتى طلبيده فرمود : از آب برف و باران پر بايد نمود . گفتند : در اين فصل نه باران موجود است و نه برف . امير نگين خاتم خود را به آسمان نمود در حال ابر سياه به امر إله ظاهر گرديده باران فرو باريد و آن طشت را از آب باران پر گردانيده ، پس از بالا قبضهء برف پديدار شده به آب باران منضم گرديد و پارهپوش طلبيده به آب و برف آميخته و فرمود : خيمه در صحرا برپا كنند و دختر را در وى با زنان امين در خيمه درآورده بىآزار در طشت بنشاند و به قدرت خداى تعالى توجه گمارند . چون به موجب فرموده عمل نمودند ، كرم از رحم دختر بيرون افتاده او را از محنت خلاصى داد چون كرم او كشيدند ، هفتاد و دو مثقال بود . » منقبت : هم در كتاب مذكور مسطور است كه روزى امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - بر منبر وعظ مىگفت و به الماس بيان لآلى موعظه مىسفت و از معراج سرور كاينات - عليه افضل الصلاة و اكمل التحيّات - اخبار مىنمود و به مصقل اخبار ، زنگ غفلت از آينهء سينهء اخيار مىزدود و